این جشنهای تازه کجا هستند؟
چه زمانی از رها کردن جشنهای امروز و حسرت خوردن برای جشنهای گذشته دست برمیداریم؟ این جشنهای تازه کجا هستند و چه وقت شادی امروز را آنگونه که شایسته است زندگی خواهیم کرد؟
جشن، نماد شادی، تازگی، نوسازی و آغاز است. با این حال، در هر مناسبت تازه، باز هم اغلب گرفتار دلتنگی برای گذشته میشویم. در حالی که جشنهای امروز نیز زیبا، مهم و ارزشمندند. پر کردن آنها از معنا یا خالی گذاشتنشان، مانند همیشه، به خود ما بستگی دارد.
شاید وقتی سرمان را از کتابهای رشد فردی، کارگاهها، دورهها، اردوها و خلوتگزینیها بالا بیاوریم، جهان، لحظه اکنون و جشنهای امروز را روشنتر ببینیم.
از خودم و از شما میپرسم: آیا بیش از حد در جهان شخصی خودمان میچرخیم؟ آیا آنقدر به چگونه زیستن فکر میکنیم که خود زندگی را از دست میدهیم؟ آیا از این پس پخشهای زنده شبکههای اجتماعی، تأکیدهای مثبت و مانتراها قرار است زندگی را به ما بیاموزند؟
نقلقولی از فیلسوف میگل دِ اونامونو اغلب به ذهنم میآید: «تنها آموزگار زندگی، خودِ زندگی است.»
در آستانه هفته تعطیلات، چه میشود اگر کارها، عجلهها و خودخواهیها را کمی آرامتر کنیم و فقط «نگاه کنیم» — به شهرمان، کشورمان، صلح، دلتنگی، انسانیت، خیابانها و زندگیای که پیرامون ما جریان دارد؟
برای مطالعه نسخه کامل مقاله به voxaesthetic.com مراجعه کنید.